نام | ریشه نام | معنی و شرح نام |
| مائده | عربی | خوردنی، طعام،نام سوره ای در قرآن کریم |
| ماجده | عربی | مؤنث ماجد، دارای مجد و بزرگی، بزرگوار |
| مارال | مغولی | آهو،زیبا |
| ماریا | عبری | ایتالیایی از عبری، مریم، نام یکی از شاهزادگان اشکانی |
| ماریه | عربی | زن سپید و درخشان، نام یکی از همسران پیامبر(ص) |
| ماندانا | فارسی | عنبر سیاه، نام دختر آستیاگس آخرین پادشاه ماد و همسر کمبوجیه و مادر کوروش پادشاه هخامنشی |
| ماهرخ | فارسی | ماهچهر |
| ماهک | فارسی | ماه کوچک، نام یکی از پادشاهان سکائی |
| مبارکه | عربی | مؤنث مبارک، خوش یمن، خجسته، فرخنده ،از نامهای فاطمه(ع) |
| مبینا | فارسی,عربی | مبین(عربی) + ا(فارسی) آشکارا |
| محبوبه | عربی | مؤنث محبوب ،دوست داشتنی، مورد محبت |
| محترم | عربی | قابل احترام، عزیز و گرامی |
| محدثه | عربی | مؤنث محدث، گوینده سخن، |
| محیا | عربی | زندگی، حیات |
| مرجان | سریانی | معرب از سریانی، جانور بی مهره کوچک دریایی، بقایای قرمز رنگ رسوب یافته از همین جانور که در جواهرسازی کاربرد دارد |
| مرجانه | سریانی | مروارید کوچک |
| مرسده | فارسی | مرسده |
| مرضیه | عربی | پسندیده، مرضی |
| مروارید | فارسی | نوعی ماده قیمتی سخت و سفید یا نقره ای که در بعضی صدفهای دریایی یافت می شود، دُر، لؤلؤ |
| مروانه | عربی | نام همسر ساقی دربار ولید از خلفای اموی |
| مریم | عربی | گلی سفید و خوشبو و دارای عطر بادوام، نام مادر عیسی(ع)، نام سوره ای در قرآن کریم،تالع ان با نام سجاد رقم خورده و با ان کامل میشود |
| مطهره | عربی | مؤنث مطهر، پاک و مقدس،منزه |
| مژده | فارسی | خبر خوش و شادی بخش، بشارت |
| مژگان | فارسی | مژه ها |
| مستانه | فارسی | مستی آور، سرخوش و شاد |
| معصومه | عربی | مؤنث معصوم، بی گناه و پاک |
| معظمه | عربی | معظم |
| مقدسه | عربی | مؤنث مقدس |
| ملوک | عربی | پادشاهان |
| مکینا | سریانی | بنفشه |
| ملاحت | عربی | حالتی در چهره که شخص را دوست داشتنی می کند، نمکین بودن |
| ملوس | فارسی | قشنگ، ظریف و خوشگل |
| ملیحه | عربی | زیبا و خوشایند، دارای ملاحت، با نمک |
| ملیسا | یونانی | بادرنگبویه |
| ملیکا | یونانی | گروهی از گیاهان علفی چند ساله از خانواده گندمیان که خودرو هستند |
| ملینا | لاتین | عسل ، رنگ گل بهی ، همچنین نوعی گل |
| منصوره | عربی | مؤنث منصور، یاری داده شده، پیروزشده، پیروز |
| منوره | عربی | روشن، درخشان |
| منیر | عربی | آنچه از خود نور داشته باشد، درخشان، تابان، روشن |
| منیره | عربی | آنچه از خود نور داشته باشد، درخشان، تابان، روشن |
| منیژه | فارسی | از شخصیتهای شاهنامه، نام دختر افراسیاب و همسر بیژن از پهلوانان ایرانی در زمان کیخسرو پادشاه کیانی |
| مولود | عربی | آن که به دنیا آمده، زاده شده |
| مونا | عربی | امیدها |
| مونس | عربی | همنشین و همراز، همدم |
| مونیکا | لاتین | مشاور |
| مهتاب | فارسی | نور و روشنایی ماه |
| مهدخت | فارسی | دختر بزرگ و سرور |
| مهتا | فارسی | همتای ماه، زیبا و درخشان چون ماه |
| مهتاج | فارسی | آنکه تاجی درخشنده چون ماه دارد |
| مهدیس | فارسی | شبیه ماه، بسیار زیبا و سفید |
| مهدیه | عربی | مؤنث مهدی،عروس |
| مهرانه | فارسی | مرکب از مهر( محبت یا خورشید) + انه( پسوند نسبت) |
| مهراوه | فارسی | مرکب از مهر( محبت یا خورشید) + اوه( پسوند شباهت) |
| مهرنوش | فارسی | شنونده محبت، از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از چهار پسر اسفندیار پسر گشتاسپ پادشاه کیانی |
| مهروش | فارسی | مانند خورشید |
| مهسا | فارسی | مانند ماه، زیبا |
| مهسان | فارسی | مانند ماه، زیبا |
| مهستی | فارسی,عربی | مه(فارسی، ماه) + سیتی(عربی، سیدتی) ماه خانم، ماه بانو |
| مهشاد | فارسی | مرکب از مه( ماه) + شاد( خوشحال) |
| مهشید | فارسی | ماه روشن و درخشان، پرتو ماه |
| مهلا | فارسی | دوستانه، آهسته |
| مهناز | فارسی | آن که چون ماه ناز و زیبا است، آن که به ماه ناز و فخر می فروشد |
| مهوش | فارسی | مانند ماه، بسیار زیبا |
| مهین | فارسی | مانند ماه |
| میترا | فارسی | صورتی از واژه"مهر" در زبانهای ایران قدیم،الهه مهر که چشم دادگاه عدالت است و هیچ چیز را نمیتوان از دید او پنهان داشت؛بدون گذشت درمقابل پیمان شکنان؛ پاسدار راستی |
| میخک | فارسی | گلی زینتی و پُرپَر به رنگهای سرخ، سفید، و صورتی |
| مینا | فارسی | گلی معمولاً سفید با گلچه های گلبرگی، پرنده ای شبیه سار با پرهای رنگارنگ |
| مینو | فارسی | آسمان، بهشت |
| میسا | عربی | زنی که با غرور و تکبر راه می رود |
| ملیکا | یونانی | زنبور عسل - ملیکا در اصل تغییر یافته ملیسا در مناطق هاوایی است - در افسانه های یونانی نام بانویی زیبا روی که عاشق زئوس شده بود |
| مژان | فارسی | نرگس نیمه شکفته |
| مستوره | عربی,کردی | پاکدامن پوشیده پارسا پنهان |
| مهنوش | فارسی | دارای زیبایی دائمی ، بسیار زیبا و ماندگار ، همچنین زیبا و شیرین |
| ماهرو | فارسی | بانوی زیبا رو، دختری که چهره اش مانند ماه زیبا و درخشان است |
| | | |